خرید بک لینک
الان اینجام که بنویسم تا اشتباق الان رو در آینده بخونم و حواسم باشه که قرار بوده چی بشه و آیا شده یا نه!اگه الان داری اینو می خونی یادت بیاد که فردا شب کریسمس است و یه روز خاصه . یک ساعت پیش رفتی و برای خودت یه لپتاب خریدی اسمشو گذاشتی Benz ! یادته که چرا؟چون ازش باید یه بنز در بیاد. 2 هفته دیگه کلاس ها شروع میشه. باید سفت و محکم درس بخونی، خسته ام و می خونم و فلانو چنان نداریم. به صبح هایی که زود بیدار شدی و فکر و خیال میومد به سرت. یادته تو خونه می شستی و خیره بودی که چیکار باید بکنی. یک سال ر

برچسب: نویسنده: زهرا یزدانی تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 22:55

از هر زمان نزدیکترمامروز احساس می کنم برای گرفتن شغل بسیار مستعد تر و نزدیک ترم. با اشکان آشنا شدم و کلی احساس می کنم حمایتش رو برای گرفتن شغل تخصصیم دارم. غزاله هم که کلی مباحث جدید رو بهم گفت و رفتم خوندم و توشون تبحر پیدا کردم. آخر ویدیو که از پروژه رو براش فرستادم، کلی تحسینم کرد و گفت کاملا مستعد گرفتن یک کار پروفشنال هستم. امروز هم قرار بود با اشکان بشینم و بخش های گپ رزومه رو درست و درمون کنیم که متاسفانه مریض شد.از 5 may هم کورس جدید شروع میشه که همون azure است و باید خوب بخونم تا برم بر

برچسب: نویسنده: زهرا یزدانی تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 22:55

خواهرم معمولا ساعت بین 3 تا 4 بعد از ظهر که میشه حدود 11 تا 12 شب خودشون، بهم زنگ میزنه. داشت می گفت که امسال میشه 10 سال که ازدواج کرده و همون لحظه من داشتم به عکس خودم و ملیحه که روز عروسی اونا گرفته بودیم، نگاه میکردم. این عکس رو خیلی دوست داشتم و نمی دونم چجوری این عکس رو خواهر دیگرم برای من سفارش داد که روی شاسی برامون چاپ کنن.این عکس یه چند سالی ایران بود و امسال برام از ایران رسید و الان زیر تلویزیون جاشو پیدا کرده. یهو یادم افتاد که بابا حدود یک سال قبل از این عکس از پیش ما رفت یعنی الان

برچسب: نویسنده: زهرا یزدانی تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 22:55

امروز ترم کلاد دیگه واقعا شروع میشه و دیگه تا اینجا اگه چرند بود و زیاد توجه نمی کردم، از امروز باید حسابی درس بخونم. این کورس رو باید امتحان ماکروسافت رو براش بدم و دیگه شوخی بردار نیست.دیروز نشستم و 8 تا اپلای زدم و خدا می دونه قراره چی بشه. تا حالا به یه اینترویو که مختص شغلم باشه نرفتم و هیچ تجربه ای ندارم فقط امیدوارم یه روزی این نوشته ها رو بخونم و بهشون بخندم و بگم : دیدی چقدر الکی سختش می کردی، این که اصلا کاری نداشت!!یعنی واقعا میشه یه روز به اینجا برسم.

برچسب: نویسنده: زهرا یزدانی تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 22:55

صفحه بندی